او در آن سال شرحي به عربي بر سِفِر يِظيره و بر پِرقه تأليف رابي العاذر نوشت (العاذربن‌ هيركانوس هه ـ گَدُل عالم يهودي كه در سده‌هاي اول و دوم در بيت‌المقدس‌، يَبْنه‌، لُدّ و قيصريه‌ مي‌زيست و در قيصريه درگذشت‌. پِرقه‌، كه به نام اوست‌، مجعول است و مربوط به زماني‌ جديدتر و مسلماً بعد از تأليف تلمود.
اين شرح در سه بخش است‌: 1) انيس‌الغريب‌، مقدمه‌اي بر سِفِر يِظيره به‌صورت محاوره‌اي‌ ميان موٴلف و روحش و ميان شاگرد و استادش‌، در ده فصل در باب دست يافتن به معرفت كامل‌؛ 2) تفسير سِفِر يِظيره‌؛ 3) تفسير پرقه‌ٴ رابي العاذر.
عقايد ابن‌ملكا از بسياري جهات مشابه ابن‌جبرول (يازدهم ـ1) است‌؛ ولي از او نامي نمي‌برد و دليلي در دست نيست كه ينبوع‌الحياة را مي‌شناخته است‌. ممكن است عقايد ابن‌جبرول از راه‌هاي ديگري به او رسيده باشد.
شخص ناشناسي تفسير سفر يِظيره را به عبري ترجمه كرده است‌.

مناهم‌بن زِرَح‌

عالم ديني و قانون‌نويس يهودي اهل ناوار. خانواده‌ٴ زرح داراي منشأ فرانسوي بود؛ در سال‌1306 به هنگام تبعيد به استلا (ناوار) مهاجرت كردند و مناهم احتمالاً در آن‌جا زاده شد. در جريان تاراج و كشتار يهوديان در سال 1328 در استلا، خانواده‌ٴ مناهم تقريباً به كلي از هم پاشيد، ولي او نجات يافت‌. در طليطله و سپس در الكالا (كاستيل‌) تحصيل كرد و در حدود 1350 در القلعه رابي شد. پس از جنگ داخلي و آشوب سال‌هاي 1368ـ1369 درحالي كه داروندارش را از دست داده بود، در ظل حمايت دن ساموئل آبراوانل (يا يوحناي اشبيلي‌) به كارش ادامه داد. در اوت سال 1385 در طليطله از دنيا رفت‌.
او در طي سال‌هاي تعقيب و آزار و خفت كتاب توشه‌ٴ راه را نوشت كه گزيده‌اي است از قوانين‌ يهود و در حدود 1374 آن را به يوحناي اشبيلي اهدا كرد. اين كتاب در پنج بخش است (372 بند): 1) اصول عبادات‌؛ 2) غذا؛ 3) زمان‌؛ 4) شنبه و اعياد؛ 5) ايام روزه‌. كتاب به‌صورت‌ ساده‌اي نوشته شده‌، بدون ذكر هيچ مرجعي و بدون گذاشتن عنوان‌هاي فرعي‌؛ گاه به توجيه‌ قوانين پرداخته و مسائل كلامي و اخلاقي مورد بحث قرار گرفته است‌. از عرفان پرهيز شده است‌. بند 2 از بخش 4 در باب تقويم و محاسبه‌ٴ كبيسه‌هاست و دو زيج را توصيف مي‌كند (كه در متن‌ چاپي از آنها اثري نيست‌).

ابن‌نَقَوه‌

رابي اسرائيل بن يوسف بن نَقَوه طليطلي‌. عالم اخلاق‌، يهودي كاستيلي از يك خانواده‌ٴ قديمي‌ طليطلي‌، كه در طليطله برآمد و همراه با يهودا بن عاشر دوم و ديگران در جريان تعقيب و آزار